X
تبلیغات
جامعترین سایت ورزشی

جامعترین سایت ورزشی
Sport Links and Photos 
قالب وبلاگ
چت باکس


لینک دوستان

در دنیای توپ گرد و در یک برهه از زمان نام یک بازیکن خاص در دنیا و سر زبان ها می افتد , همه جهانیان به او قبطه می خورند و لب به ستایش او می گشایند.
از بارز ترین این نمونه ها می توان به بزرگانی چون پله , زیکو, دی استفانو, فان باستن , یان رایت , جورج بست , پلاتینی , گرد مولر , مارادونا , بکن بائر , کرایوف , رونالدو و زیدان یاد کرد.
اما در حال حاضر بازیکنی از پورتو آلگرا ی برزیل ظهور کرده که قریب به دو سال و نیم است همگان را به تماشای بازی اش هیپنوتیزم می کند. او کسی نیست جز ابر قدرت بارسا , تک ستاره ی جهان رونالدینهو گائوچو .

او در تاریخ 21/03/1980 در پورتو آلگرای برزیل به دنیا آمد.
در سرزمین فوتبال رشد یافت و از ادوار کودکی و در سواحل گرمیو با توپ نفس می کشید.
در خانواده ی تقریبا فقیری رشد کرد و با از دست دادن پدر نه تنها ضربه ی روحی بزرگی را خورد بلکه مشکلات زندگی بر خانواده تاثیرات بسیار بدی گذاشت.
در این دوران سخت بود که برادر بزرگتر رونی کوچک سرپرستی خانواده را در اختیار گرفت. آسیس کوچک شب و روز در ماسه های داغ و سوزان توپ را با خود می دواند و وقتی شب گرسنه و کوفته به خانه می آمد با شرمندگی مادرش روبه رو می شد.
مادرش نمی توانست آنگونه که شایسته است او را تامین کند ولی رونی کوچک به این مسئله خو گرفته بود و فوتبال غذای روح و جان اش بود.مادرش می گوید : در آن دوران به غیر از خواب همواره با توپ دیده می شده و اگر در جمعی قرار می گرفت که مجبور به محرومیت از توپ می شد بسیار مضطرب و غمگین به نظر می رسید.
این گفته ها همه چیز را در مورد عشق حقیقی او به فوتبال بیان می کند.
ابتدا به طور آماتور در یک تیم سالنی بازی می کرد.در آنجا همه ی هم سن های خود را به راحتی جا می گذاشت و گاهی دیده شده که با چندین دریبل سرپای پشت سر هم چهار پنج نفر را به سرسام می آورده! وقتی دید در آنجا رقیبان درخور ندارد به کمک برادرش به عضویت تیم شهر زادگاهش یعنی گرمیو در آمد.
در ابتدا زیاد به بازی گرفته نمی شد ولی در زمان اندکی که به میدان می آمد درخششی خاص داشت.در سال 1997 به عضویت تیم ملی جوانان در آمد و در جام جهانی مصر قهرمانی برزیل را با آقای گلی اش به ارمغان آورد.
این عنوان سکوی پرتاب بلندی برای وی محسوب می شد.
در همین بینابین بود که چشم سوئیسی ها به وی خیره شد و آنها با پیشنهاد مالی قابل توجهی به وی پیشنهاد کردند که با پذیرفتن تابعیت این کشور در تیم ملی شان توپ بزند.
ولی عشق او به برزیل توامان با مخالفت برادرش مانع از این خرید و پیشنهاد کثیف شد.

و سر انجام در سال 1999 در حالی که حدود 19 سال داشت به تیم ملی دعوت شد و در همین سال به مقام قهرمانی کوپا آمریکا رسید.
پس از ارائه ی بازیهای بسیار جالب مسئولان برزیلی را مجاب کرد تا او را برای جام کنفدراسیون ها به تیم ملی دعوت کنند.
او پاسخ این اعتماد را به بهترین وجه ممکن داد و با وجود ناکامی برزیل آقای گل شد. اینجا بود که کلید شهرت او زده شد و دیدگان اروپاییان متوجه این استعداد ناب شد.

وقتی در سال 2001 با پیشنهاد خوبی از باشگاهی چون پاریسن ژرمن مواجه شد فرصت را غنیمت شمرد و راهی تیم محبوب پایتخت فرانسه شد.
هواداران گریمیو در این زمان به او لقب پول پرست دادند ولی اگر چشمهاشان را باز می کردند می فهمیدند که اگر او پول پرست بود به درخواست سوئیسی ها تن در می داد
در لیگ فرانسه و با شماره ی 10 چنان حرکاتی را با توپ انجام می داد که برخی از آنها در آن زمان جدید بودند .
روحیه ی بالایش در آن تیم سایر یاران را به وجد می آورد. باور نکردنی بود ولی با توجه به دوسال حضور موثر او در پاریسن ژرمن این تیم به موفقیت خاصی دست نیافت !
البته ناکامی او در این تیم فرانسوی با کسب قهرمانی جام جهانی 2002 کره و ژاپن محو شد , چنانکه رونالدینهو ی 21 ساله عضو 11 نفره ی اصلی تیم بود و اکثر ضربات پنالتی را هم خودش می زد.او به دلیل حضور بازیکنانی چون رونالدی و ریوالدو به نوعی هافبک بازی ساز به شمار می رفت و حقا که خوب از پس این مسئولیت برآمد .
در دیدار مقابل انگلستان او تک ستاره ی آبی پوشان در آن بازی بود. گل اول برزیل را از فاصله ای در حدود 35 متر به تور دروازه ی دیوید سیمن چسباند و بازی طلایی اش را در نیمه ی دوم تکمیل کرد. پا عوض کردن اش اشلی کول را سرگردان کرد سپس بدون خود خواهی پاسی را به ریوالدو داد و چپ پای هنرمند برزیل باخت 1 بر صفر برزیل را به برد 2 بر 1 تغییر داد.
در نهایت برزیل برای پنجمین بار قهرمان جام جهانی شد , بنابراین او در این سن به بزرگترین آرزوی یک فوتبالیست حرفه ای رسید.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ پنجشنبه 1387/12/01 ] [ 0:0 ] [ MMK ]

فرانچسكو توتي (متولد 27 سپتامبر 1976) يك فوتباليست ايتالياييست كه هم اكنون در تيم آ اس رم ايتاليا و تيم ملي ايتاليا كه با آنها موفق به كسب جام جهاني 2006 شد بازي مي كند.
پست فرانچسكو توتي مهاجم يا هافبك تهاجمي است,هر چند بيشتر در پست مهاجم دوم معروف است يك متصل كننده ميان دو پست كه بازيكن در نقش يك لينكر خط هافبك را به مهاجم يا مهاجمان متصل مي كند.
او همچنين اولين گزينه براي ضربات آزاد و پنالتي ها در رم است كه تا كنون گل هاي فراواني از روي توپ هاي مرده به ثمر رسانده است.
توتي به عنوان سمبل رم شناخته مي شود چون تا كنون باشگاه را علي رغم پيشنهادهاي بسيار از تيمهاي قوي تر و ثروتمند تر ترك نكرده است و به عنوان بهترين گلزن باشگاه با بيشترين بازي انجام داده براي تيم در تاريخ باشگاه ثبت شده است.
در17 ژوئن سال 2007 وي به عنوان ارزشمند آقاي گلي اروپا دست يافت و كفش طلاي قاره ي سبز را از آن خود كرد.

(كودكي)

توتي در منطقه اي به نام پورتا مترونيا در حوالي رم به دنيا آمد و بزرگ شد.والدين وي انزو و فيورلا توتي هستند.
بر خلاف تمام كدكان هم سن و سال وي كه به تماشاي كارتون هاي تلوزيوني علاقه مند بودند,فرانچسكو به تماشاي بازي هاي فوتبال علاقه مند بود و هميشه با پسران بزرگتر از خود فوتبال بازي مي كرد.
مادر وي پيشنهاد بزرگ باشگاه ميلان را رد كرد چون منتظر رسيدن پيشنهاد از باشگاه محبوب پسرش يعني آ اس رم بود.مادر توتي معتقد بود كه پسرش نبايد براي هيچ تيم ديگري به جز رم بازي كند.توتي سر انجام در سال 1989 به تيم جوانان رم پيوست.

( تيم ملي)

توتي در بازي فينال جام ملت هاي اروپا زير 18 سال در جولاي 1995در پيروزي 4 بر 1 برابر اسپانيا براي ايتاليا گل زني كرد.
در فينال زير 21 ساله ها در تساوي يك بر يك برابر اسپانيا نيز زننده ي تنها گل تيمش بود.ولي توتي اولين بازي رسمي خود را براي تيم ملي بزرگسالان ايتاليا در دهم اكتبر سال 1998 در بازي برابر سمويس انجام داد.او در تورنومنت نهايي يورو 2000 نيز حاظر شد و در بازي برابر روماني و باژيك موفق به گل زني شد.
هر چند ايتاليا در بازي فينال طرف بازنده برابر فرانسه بود,توتي لغب بهترين بازيكن ميدان را از آن خود كرد و به عقيده ي بسياري از كارشناسان همچون ميشل پلاتيني وي بهترين بازيكن تورنومنت بود.
در جام جهاني 2002 توتي آن قدرها هم خوش شانس نبود.در دور دوم رقابت ها توتي در بازي برابر كره با دريافت كارت زرد دوم به دليل فريب داور در محوطه ي جريمه (هر چند تمام كارشناسان راي بر اشتباه داور و پنالتي دادند)از زمين بازي اخراج شد تا ايتاليا از دور رقابت ها كنار رود.
در يورو 2004 هم شانس با توتي يار نبود چون از سوي كميته داوران از انجام بازي تا مرحله ي نيمه نهايي براي ايتاليا محروم شد (به دليل پرتاب توف بر صورت كريستين پولسن مدافع دانمارك,هر چند اين تصوير هم توسط تلوزيون دانمارك تسليم يوفا شد و در آن حركت قبلي بازيكنان سانسور شده بود)هر چند ايتاليا با تباني دو تيم دانمارك و سوئد موفق به حضور در مرحله ي بعد نشد.

(جام جهاني 2006)

بعد از مصدوميت شديد توتي از ناحيه ي مچ پا حضور او در جام جهاني 2006 آلمان در هاله اي از ابهام قرار داشت ولي وي سرانجام با كمك پزشكان به اين تورنومنت بزرگ رسيد.پزشكان در درون مچ پاي وي پلاتين كار گزاشته بودند تا وي بتواند بازي خود را انجام دهد.
در بازي برابر استراليا وي تك گل بازي را در آخريت دقيقه ي بازي از روي نقطه ي پنالتي براي ايتاليا به ثمر رساند.
در برد 3بر 0 برابر اوكراين توتي پاس گل اول را به زامبوتا به زيبايي داد.در بازي برابر آلمان در نيمه نهايي هم توتي به ميدان رفت.وي همچنين در بازي فينال هم از ابتدا به ميدان رفت ولي در دقيقه ي 61 جاي خود را به هم باشگاهي اش يعني دانيله ده روسي داد و وي همراه تيم جام طلايي را بالاي سر برد ودر پايان مسابقات در بين 23 نفر برتر تورنومنت قرار گرفت.
وي هم اكنون در حال تصميم گيريست كه به تيم ملي باز گردد يا از بازي هاي ملي خداحافظي كند.

(باشگاه)

فرانچسكو تنها 16 ساله بود كه اولين بازي اش را براي رم در برابر برشا در پيروزي 2 بر 0 تيمش در 8 مارس 1993 انجام داد.در فصل 94-95 توتي توانست در 20 بازي 4 گل براي رم به ثمر رساند و در طول فصل كم كم به بازيكني ثابت تبديل شد.
او به عنوان بازيكن برتر سري آ در فصل 2000 و 2003 شناخته شد.در فصل 2000-2001 وي با به ثمر رساند 13 گل براي تيمش سهم بسياري در كسب اسكودتو پس از 18 سال داشت.در فصل 2001-2002 رم اين عنوان را به يوونتوس واگذار كرد ولي توتي در فصل بعد موفق به ثمر رساندن 14 گل شد.
در فصل 2003-2004 وي نقش مهم تري در رم ايفا كرد و با به ثمر رساندن 20 گل باعث كسب مقام نايب قهرماني سري آ شد.فصل 2004-2005 فصل كاملا ناموفقي براي جالوروسي بود و تنها عنوان دومي جام حذفي براي رم به دست آمد تا رم در فصل بعد در جام يوفا حاظر شود.هر چند توتي موفق شد 12 گل به ثمر برساندو با پاس هاي فوق العاده ي خود باعث شد تا وينچنزو مونتلا بتواند 21 گل به ثمر برساند.
در 19 دسامبر سال 2004در بازي برابر پارما توتي موفق شد 107مين گل خودش براي رم را به ثمر برساند و ركورد را كه در دست روبرتو پروتزو بود از وي بگيرد.فصل 2005-2006 فصل عجيبي براي رم بود.در 19 فبريه 2006 در بازي برابر امپولي توتي به شدت از ناحيه ي مچ پا مصدوم شد.
وي در 11 مي 2006 در بازي جام حذفي برابر ميلان به ميادين بازگشت كه رم آن ديدار را 3 بر يك برد.آنها فصل را با مقام پنجمي پشت سر گزاشتند ولي به جام باشگاه ها راه يافتند (به دليل محروميت تيم هاي يوونتوس و فيورنتينا به دليل تباني با داوران.رم پس از آن مساله جايگاه دومي را از آن خود كرد.)رمي ها 11 بازي را با پيروزي پشت سر گذاشتند تا ركورد فصل 1989-1990 ميلان را پشت سر بگزارند.
آخرين برد آنها پيروزي 2 بر 0 برابر لاتزيو بود كه در ديدار بعدي با گل ديرهنگام ماركو ماتراتزي برد خانگي را با تساوي تعويض كردند.لوچيانو اسپالتي تركيب تيم را از تدافعي به تهاجمي تعويض كرد تا رم علي رغم نداشتن مهاجم در 8 مسابقه و نداشتن توتي در بسياري از بازي ها از مقام 15ام به رده ي 5ام صعود كند.
در فصل 2006-2007 رم با غلبه بر اينتر قهرمان جام حذفي شد و توتي با به ثمر 26 گل علاوه بر كسب مقام آقاي گلي سري آ كفش طلاي اروپا را نيز كسب كرد.در ژوئن 2007 توتي دكتر مارياني پزشكي كه مچ پايش را عمل كرد را ملاقات كرد و هر دو تصميم گرفتند تا پلاتين درون مچ پاي فرانچسكو را در نياورند تا وي بتواند فصل آينده هم به راحتي بازي كند.

(شادي پس از گل)

توتي براي موقعيت هاي مختلف شادي هاي متوافتي مي كند.معروفترين آنها در دربي فصل 98-99 بود كه وي پيراهن خود را بالا زد و زير آن به زبان ابتاليايي نوشته شده بود من دوباره شما ها را پاكسازي كردم.
اين بدان دليل بود كه قبل از آن رم لاتزيو را تا 5 سال شكست نداده بود.يك شادي معروف ديگر اين بود كه وي پيراهن خود را درآورد و زير آن به ايتاليايي نوشته شده بود كه تو تك هستي.
اين نوشته را براي همسر كنوني اش ايلري بلازي نوشته بود.خوشحالي معمول وي دويدن به كنار زمين و بوسيدن حلقه اش براي احترام به همسرش است و اين كه از خداوند به خاطر پسرش با بالا بردن انگشتش شكر ميكند.
ولي هم اكنون وي براي شادي انگشت شستش را ميمكد به اين نشانه كه گل هايش را به خودش تقديم مي كند.
او چند شادي داشت كه منحصر به فرد بود.يك بار وي توپ را درون پيراهنش قرار داد و به پشت خوابيد و هم تيمي هايش توپ را در آوردند به نشانه ي تولد فرزند پسرش.يك بار ديگر وقتي وي موفق به گل زني در دربي شد به طرف دوربين رفت و شروع به فيلم برداري كرد.

(زندگي شخصي)

ايلري بلازي همسر فرانچسكو توتي است.يك دختر ايتاليايي كه هم اكنون به عنوان مجري در اكثر برنامه هاي شبكه ي تلوزيوني RAI كار ميكند.اولين فرزند توتي پسري بود به نام كريستسن كه در تاريخ 6 نوامبر سال 2005 به دنيا آمد.
خواهر كريستين ,كانل در 13 مي 2007 به دنيا آمد.توتي همچنين صاحب يك مدرسه ي فوتبال به نام شماره ي 10 و يك تيم موتور سواري به نام ورزش والاي توتي مي باشد.
بهترين دوست او برادرش ريكاردوست هرچند توتي هميشه مي گويد كه ريكاردو در كودكي بهتر از وي فوتبال بازي مي كرده و شانس يار او نبوده كه او اكنون فوتباليست نيست.
اكنون ريكاردو مدير برنامه هاي توتي نيز هست.او همچنين رابطه ي بدي با مربي سابقش فابيو كاپلو دارد كه هم اكنون مربي رئال مادريد است.
دوستي نزديك وي با آنتونيو كاسانو هم به پايان رسيد.زماني كه آنتونيو مشكلات زيادي براي رم به وجود آورد.فرانچسكو و آنتونيو هم اكنون با هم صحبت نمي كنند.هر چند آنتونيو اعلام كرده كه از اين كارش پشيمان است و اميدوار است رم و توتي وي را ببخشند.

(افتخارات)

آ اس رم

*سري آ

قهرمان:2001

نايب قهرماني:2002.2004.2006.2007

*كوپا ايتاليا

قهرمان:2007

نايب قهرماني:2003.2005.2006

*جام برندگان سري آ

قهرمان:2001

نايب قهرماني:2006

تيم ملي

*جام جهاني:

قهرمان:2006

*جام ملت هاي اروپا:

نايب قهرماني:2000

*جام ملت هاي اروپا زير 21 سال

قهرمان:1996

شخصي

فيفا 100(125 بازيكن برتر جهان كه توسط پله انتخاب شد)

ستاره هاي جام جهاني 2006

عضو تيم منتخب يورو 2000

بازيكن سال فوتبال ايتاليا:

2000.2001.2003.2004

بازيكن جوان سال ايتاليا:

1999

بهترين گلزن سري آ:

2006-2007

كفش طلائي اروپا:

2007

اطلاعات ديگر:

توتي در حال حاظر سفير يونيسف مي باشد.توتي 2 كتاب جك چاپ كرده تا براي فقرا پول جمع كند.كتاب هاي توتي براي ماه ها در بين پرفروش ترين كتاب ها قرار داشتند.برخي از جوك ها به صورت كليپ هاي كوتاه در آمد كه توسط توتي و هم تيمي هايش هم چون دل پيرو,بوفون دلوكيو, نستا و كاسانو بازي شد.
الگوي توتي در فوتبال جوزپه جيانيني كاپيتان سابق رم مي باشد كه وي را مانند برادر بزرگتر خود مي داند.توتي در ضربات چيپ مهارت خاصي دارد و گلهاي زيباي بسياري از اين طريق به ثمر رسانده است.پنالتي حساس در يورو 2000 به ادوين وندرسار,گل زيبا در دربي و گلي كه به اينتر زد از نمونه ي بارز گل هاي زيباي توتي از طريق ظربه ي چيپ ميباشد.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ پنجشنبه 1387/11/03 ] [ 23:25 ] [ MMK ]

ساموئل اتوئو يكي از بچه شير هاي دسته ي مخوف و شگفتي ساز فوتبال آفريقا واز نمونه هاي تكامل يافته و درجه يك كامروني هاي شيفته و مستعد اين ورزش است.

مهاجم مشهور و پرطرفدار تيم بارسلونا با ركورد كسب عنوان سومين بازيكن برتر فوتبال جهان در سال2005.كسب عنوان بهترين بازيكن سال آفريقا در دو سال پياپي 2003.2004و همچنين جوانترين بازيكن جام جهاني 1998(فرانسه) با سن 17 سال و فاتح جام ملت هاي آفريقا در سالهاي 2000.2002 با مدال طلاي المپيك تابستاني سال 2000كه در واقع از آغاز حرفه اي و درخشش در عرصه فوتبال و طي نزديك يك دهه ي گذشته با تيم ملي كامرون همراه و در كسب موفقيت هاي آن سهيم بوده است.

نكته ي جالب كشف و انتقال او به اروپا توسط باشگاه پر ستاره ي رئال مادريد است در حالي كه طي 6 سال تحت قرارداد با اين تيم فقط در 3 بازي ليگ حضور يافته و 9 گل زده است كه اين يك ركورد رويايي براي يك بازيكن است كه در اين مدت بيشتر به صورت بازيكن قرضي گذرانده است.
اين ماجرا و حواشي آن تيم ملي كامرون و هموطنان متعصب .رفتار تهاجمي او .دردسرهاي برخورد نژادپرستانه . زندگي خصوصي و فرمانروايي همسر.شايعات مربوط به رد كردن پيشنهاد چلسي و ترس از انگليسي ها يا خرافات زنانه درباره ي مورينيو ي جادوگر و ضيافت هاي بارسلونا و هتل هاي لوكس و شام خوردن با زاغه نشينان و رقصيدن با مردم كوچه و خيابان هاي جنوب شهر . در زندگي اين بچه شير به چشم مي خورد.

شانزدهمين و هفدهمين گل ها ي اتوئو در دقايق 38و57 بازي با سلتاويگو به ثمر رسيد تا ركورد حيرت انگيز 17 گل در 17 بازي در آن فصل در كارنامه اش ثبت شد و از سوي ديگر سيزدهمين پيروزي متوالي بارسلونا با سهم استثنايي اين شير كامروني رقبا را به وحشت اندازد.
اتوئو چنان نمايان و خيره كننده بود كه در 15سالگي شانس جهش به اروپا و قرارداد رويايي با رئال مادريد را تجربه كند و آنقدر گيج و هيجان زده و البته كم سن و سال بود كه در فرودگاه پارما بدون اينكه كسي او را بياورد پرواز اشتباهي را انتخاب كرد .
در اوج نا اميدي سراغ اولين آفريقايي تيره پوستي كه ديد ,دويد و كمك خواست و مرد غريبه او را به زمين رئال مادريد هدايت كرد.خودش مي گويد كه آنقدر بهت زده و هراسان شده بود كه مي خواست گريه كند و حتي فراموش كرد نام يا آدرس ناجي خود را بپرسد .
او به رئال مايوركا قرض داده شد و طي سالها فقط نام و قرار داد رئال مادريد را داشت.در مايوركا به جام كينگز دست يافت و براي خودش تجربه و جسارت كسب مي كرد.شانس هنر نمايي در تيم كهكشاني رئال مادريد هرگز نصيب او نشد.
و به عنوان مهاجم خارجي نمي توانست بر نفوذ و شهرت غول هايي مانند رائول و رونالدو در خط حمله تيم غلبه كند پس قرارداد 24 ميليون يورويي انتقال به بارسلونا ,سرزمين كاتالانها رقيب ديرينه ي رئالي ها برايش حكم رهايي بود.

عنوان قهرماني لاليگا در دو سال پياپي 2004.2005و گلزن برتر تيم با24گل شروع كار بود.
او حالا پس از هم تيمي اش رونالدينهو و ستاره ي چلسي فرانك لمپارد عنوان سوم جايزه ي بهترين بازيكن سال فيفا در سال2005را به خود اختصاص داده و با غرور در مراسم با شكوه اهداي جوايز و كنفرانس مطبوعاتي با كت و شلوار گران قيمت خود در روبروي دوربينها قرار گرفت.
اين همان جوان سر گردان در فرودگاه است كه آدرس رئال را مي پرسيد و آرزوي بودن در خط حمله ي رئال مادريد در كنار رونالدو راداشت حالا در كنار رونالدينهو پله ي مرواريد سياه جهان و بزرگان ديگر بارسا كسب عناوين ميكند و به رئال مي فهماند كه باز ي ندادن به اين شير گرسنه به ضرر اين تيم تمام شد.

او كسي است كه دو سال پاپي است چلسي به دنبال ساقهاي خستگي ناپذيرش است و امسال هم دوباره پيشنهاد رويايي قرار داد اين تيم را براي فصل بعد رد كرد.و گفت: پيشنهاد چلسي سخاوتمندانه و عالي بود اما پول خوشبختي نمي آورد.
البته بعدا معلوم شد كه به خاطر همسرش اين پاسخ را داده است.
او در بازي نخست توانست انتقام بارسا را از شن هاي آبي با گل خود بگيرد.
او با بارسلونا يك فصل ديگر تمديد كرد تو دستمزد خود را از 2.8ميليون دلار به 5.3 ميليون دلار رساند.

او آنقدر در جمع آبي و اناري پوشان محبوب شده كه خوان لا پورتا رييس باشگاه بارسلونا حالا مدعي است كه او را با تمام پولهاي دنيا عوض نمي كند.

اتوئو در انتظار گرفتن دو جام در امسال است يكي جام اسپانيا و ديگري جام باشگاههاي اروپاست.

او در مصاحبه اي جسورانه گفت كه:من به خوشگلي بكام نيستم اما فوتباليست بهتري هستم.
اين تا حدي به دلخوري و احساس رقابت او نسبت به ستاره هاي رئال و اصولا اين باشگاه مشهور و تيم كهكشاني سوپر استارهاي مغرور و افاده اي آن مربوط ميشود به هرحال آنها هرگز قدر او را ندانستند مگر وقتي كه تيم هاي اروپايي براي جذب او به رقابت پرداختند و ميليونها دلار را وسط گذاشتند و رئال پشيمان براي باز خريد او تلاش كرد اما او ديگر به آنجا باز نمي گردد .بهترين تمركز در زمين .كنترل توپ و قدر ت سريع در تصميم گيري پشتوانه وي در گلزني به تيمهاي بزرگ است.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ سه شنبه 1387/11/01 ] [ 0:16 ] [ MMK ]

فرانتس بکن باوئر بي نياز از معرفي است. مدافع و هافبک سابق تيم ملي فوتبال آلمان غربي که جام جهاني را در هيات يک بازيکن (سال 1974) و به صورت يک مربي (1990) برد ، چند سالي است که رياست باشگاه ايام بازيگري اش (بايرن مونيخ) را به عهده دارد و نايب رئيس فدراسيون فوتبال آلمان نيز هست و سال گذشته ، رياست کميته سازماندهي جام جهاني را در خاک کشورش به عهده داشت و مدتي است که به عضويت هيات اجرايي فيفا هم درآمده است و اين البته بجز ارتباطات کاري متعدد وي با شرکتها و سازمان هاي مختلف تجاري ورزشي است.

مهمتر اين که مردي که به خاطر استيلايش بر ميدان ، بدرستي قيصر ناميده شده و در ايام اوجش 2 بار توپ طلاي اروپا را برد و با بايرن 3 بار جام قهرماني باشگاه هاي اروپا را تصاحب کرد و طي 19 سال فوتبال حرفه اي ، گذارش به هامبورگ و کاسموس امريکا هم افتاد ، اينک يک کارشناس برجسته هم در امر فوتبال به حساب مي آيد و در 62 سالگي مي تواند بوضوح بگويد که چه چيزهايي در فوتبال سر جاي درستش نشسته است و کدامين خير.

از چندي پيش ، به عضويت هيات اجرايي فيفا درآمده ايد. آيا اين مقدمه انتخاب تان به عنوان جانشين سپ بلاتر سوئيسي و رئيس شدن در اين نهاد نيست؟

نه ، چنين خيالي ندارم. اضافه بر دهها کار و شغل بايد به خانواده و 2 فرزند کوچکم (با 6 و 3 سال سن) نيز رسيدگي کنم.

نظارت بر رشد آنها ، وقت زيادي مي گيرد. وظيفه من در فيفا ، صرفا اين است که نماينده يوفا در هيات اجرايي باشم و هدفي درازمدت تر و اصلي تر ندارم و اصولا نمي دانم چه اتفاقاتي خواهد افتاد. اضافه بر اين ، بلاتر تازه براي يک دوره 4 ساله ديگر به رياست فيفا برگزيده شده است و فکر مي کنم انتخاب بدي نبوده باشد زيرا تا به حال خوب کار کرده و در پست و مسووليتي سخت ، درخشيده است.

اين حرف يعني فقط براي 4سال بعدي به رياست فيفا فکر نمي کنيد.
بله ، من درباره بعد از آن حرف نمي زنم !

ميشل پلاتيني فرانسوي را در پست رياست يوفا طي 9 ماهي که از انتخاب وي مي گذرد ، چگونه ديده ايد؟

لنارت يوهان سون ، رئيس سابق يوفا در پست خود، خوب کار کرده بود و اين مساله سبب شد اين سازمان در بهترين شرايط شغلي و مالي تقديم پلاتيني شود. يوهان سون پير شده بود و بايد جايش را به نفري جوانتر مي داد که آن فرد پلاتيني بود.

اما آلمان و شخص شما ، موافق با انتخاب پلاتيني نبوديد و رسما عليه وي و به نفع يوهان سون فعاليت مي کرديد.

همين طور است اما حالا که پيش آمده ، بايد او را پذيرفت و با وي همکاري کرد و اين کاري است که ما در حال انجام آن هستيم و اينک مبارزه اي با او نداريم. او فوتباليست برجسته اي بوده و پرشور و پرتحرک است و محسنات زيادي دارد.

آيا اصولا خوب است که يک ستاره پيشين فوتبال و مربي پيشين ، قوي ترين مرد در تشکيلات يوفا باشد؟

پيشتر هم گفتم که اين حسن پلاتيني است که از دل فوتبال و از بالاترين درجات آن مي آيد و هر چيز مرتبط با آن را بلد است.

او طي ماههاي اخير در حال سازماندهي مجدد يوفا بوده ، به گونه اي که قدرت دوباره به هيات اجرايي يوفا باز گردد بنابراين قدرت موجود در آنجا فقط به خود او منحصر نمي شود. ما عين اين روال را در فيفا داريم.

شما در برگزاري جام جهاني 2006 فوق العاده موفق بوديد ولي لابد مثل خيلي هاي ديگر بر اين باوريد که تکرار آن کار به وسيله آفريقاي جنوبي ، ميزبان جام 2010غيرممکن خواهد بود.

نمي دانم. فکر مي کنم حضور آدمهاي پرتجربه اي مثل دني جوردن ، اروين خوسا و مولفي اوليفانت در آفريقاي جنوبي سبب شود شمار زيادي از کاستي هاي آنها رفع شود. دانش آنها را دست کم نگيريد زيرا تا يک قدمي کسب ميزباني جام 2006 نيز که در نهايت به ما آلماني ها رسيد ، پيش رفته بودند. آنها از حمايت کامل فيفا هم برخوردارند. من هم معتقدم که آنها از نظر ميزان موفقيت به ما نخواهند رسيد اما در مجموع جام خوبي خواهند داشت و حاصل کارشان موفق خواهد بود.

شما چه؟ بلاتر مدعي است که شما (ژرمن ها) قول داده ايد در امر ميزباني به آفريقاي جنوبي کمکهاي لازم را برسانيد.

من شخصا کاري انجام نداده ام اما هورست آر.اشميت که پرتجربه ترين مرد ما درخصوص کارهاي اجرايي و ميزباني جام هاي بزرگ است و هم در برپايي جام 2006 و هم 1974 دست داشته ، به دستور فيفا به کمک آفريقاي جنوبي رفته است و قرار است هر ماه يک هفته را در ژوهانسبورگ بگذراند و به آنها توصيه هاي لازم را ارائه کند.

تيم ملي آلمان در 2 سال اخير خوب کار کرده و چه با کلينزمن در جام جهاني 2006 و چه با جانشين او ، يواخيم لو در ايام پس از آن نتايج مثبتي گرفته است اما شما به ما بگوييد که چرا نتايج باشگاه هاي آلماني در جام باشگاه هاي اروپا به همان اندازه مساعد نيست و به پيروزي ها و توفيق هايي از همان دست نمي رسد؟

شايد مساله اي که مي گوييد و نتايج مثبت مان در جام جهاني تا حدي هم مرتبط با اين بوده باشد که ميزبان آن جام بوديم ، حال آن که جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا چنين نيست.

در زمان برگزاري آن جام بيشتر نفرات تيم ملي ما ساکن آلمان بودند و فقط ينس لمن در انگليس (آرسنال) بازي مي کرد و بالاک هنوز به انگليس نرفته بود. اين مساله خيلي به ما کمک مي کرد زيرا باعث مي شد ملي پوشان دائما در اردوي ملي يا حداقل در مقابل چشمهاي مربيان ملي و در بوندس ليگا شاغل باشند البته عکس اين مساله نيز صادق است زيرا وقتي لژيونر زياد داريد به اين معناست که آنها پخته اند و مي توانند جام جهاني را براي کشورتان فتح کنند. جام 1990 نمونه خوبي است ، خودم مربي آن تيم بودم و در آن زمان 7 - 6 بازيکن شاخص ما فوتبال باشگاهي خود را در کشور ديگري تعقيب مي کردند.

تعدادي ثروتمند خارجي ، باشگاه هاي بزرگ انگليسي را خريده اند و اين باعث شده بودجه و قدرت خريد و کارايي آن تيمها و به تبع آن ميزان موفقيتشان بيشتر شود. آيا امکان دارد آن قضيه در آلمان هم روي بدهد؟
ما مخالفتي نداريم.

بگذاريد همه چيز به شکل فعلي باقي بماند

داوران در شرايط سختي کار مي کنند. من و شما راحت در خانه مان مي نشينيم و با اسلوموشن دهها بار مي بينيم که يک توپ آفسايد بوده است يا خير و گاهي با ادوات هم سر در نمي آوريم زيرا فاصله به يکي دو سانتي متر مي رسد.

پس چطور انتظار داريم کمک داوران و داوران در همان لحظه و بلافاصله پس از واقعه تشخيص دهند که آن توپها آفسايد يا خطا بوده است يا نه؟

همين حالا از 90 دقيقه فوتبال فقط 60 دقيقه آن فعال است و بقيه آن با حواشي و يا در لحظاتي مي گذرد که بازي جريان ندارد.

حال اگر يک نفر را کنار زمين بگذاريم و يک ويدئو را به دستش بدهيم و بگوييم هر موقع از اين اتفاقات بيفتد ، صحنه را دوباره ببيند و بگويد که مثلا خطا بوده است يا درست ، وقت بيشتري در بازي سپري مي شود و تعداد دفعات و شمار دقايق متوقف بودن بازي و تعداد لحظات غير فعال به طرز خيره کننده اي بيشتر مي شود و هر بازي 120 دقيقه طول خواهد کشيد.

بگذاريد همه چيز به شکل فعلي باقي بماند و خطاي داوران جزيي از آن است ، مردم هم به آن عادت کرده اند و صبحها ، در حين رفتن به سر کار ، کلي حرف براي گفتن به يکديگر درباره اشتباهات داوران دارند!

با طرح استفاده از 4 کمک داور چندان مخالف نيستم و حتي فيفا چندي پيش طرح استفاده از دو داور را به طوري که هر کدام فقط در يک نيمه زمين فعال باشند ، آزمايش کرد.
با اين حال اين موارد بسيار ظريف و حساس هستند و بايد رويشان بسيار کار کرد.

اگر آدمهايي مثل مالکان چلسي (رومن آبراموويچ) و ليورپول (جورج ژيلت) سروکله شان اينجا پيدا شود و بخواهند مثلا بايرن را خريداري کنند ، چرا به آنها نه بگوييم؟ بعکس بايد به آنها خوشامد بگوييم و از سرمايه و علاقه شان براي ارتقاي باشگاه سود جوييم.

ميشل پلاتيني در مقام رئيس يوفا اقداماتش را براي کاستن از شمار تيمها و نمايندگان کشورهاي بزرگ در جام قهرمانان اروپا و سپردن آن سهميه ها به کشورهاي کوچکتر شروع کرده است و بزودي ديگر کشوري نخواهيم داشت که در جام قهرمانان 4 نماينده داشته باشد. شما در اين خصوص چه مي گوييد؟

بر خلاف آنچه انگليس همچنين ايتاليا و اسپانيا مي گويند و شلوغش هم کرده اند ، تفاوت ها با زمان فعلي کم خواهد بود زيرا اکنون نيز فقط همين 3 کشور هستند که درجام قهرمانان 4 سهميه دارند و برخي مثل ما 3 سهميه اي هستند و بقيه هم 2 يا يک سهميه اي. يک مشکل بزرگ اين مسابقات نام آن است.

جامي که سرشار از تيمهاي غيرقهرمان است ، چگونه جام يا ليگ قهرمانان نامگذاري شده است؟ وقتي تعداد زيادي از حاضران تيمهايي هستند که در ليگ کشور متبوع خود دوم تا چهارم شده اند، چرا بايد نام فوق برايش انتخاب شود؟ آيا بهتر نيست آن را «ليگ اروپايي» بناميم؟ در غير اين صورت بايد متذکر شوم که اين مسابقات در شرايط بسيار خوبي قرار دارد و از نظر اقتصادي و امکانات مختلف واقعا به سطحي متعالي رسيده است.

مساله تعدد بازيکنان خارجي در باشگاه ها چه؟ گاهي در ترکيب آرسنال حتي يک بازيکن انگليسي هم يافت نمي شود و در اينترميلان هم بازيکن ايتاليايي بندرت مشاهده مي شود.
ببينيد براي هواداران فرقي نمي کند که تيمشان چند خارجي و چند بازيکن بومي دارد و فقط دلشان مي خواهد تيم ببرد و تا موقعي که برنده است ، بقيه مسائل برايشان حل شده است.

به هر حال وقتي جامعه اروپا قانون مي گذارد و مي گويد که تردد اعضاي اين جامعه در کشورهاي عضو آزاد است و يک باشگاه مربوط به اين کشورها مي تواند تمامي نفرات خود را از ديگر کشورهاي عضو بگيرد و در اين زمينه هيچ محدوديتي ندارد ، بديهي است که باشگاه هاي بزرگ اروپايي دست به فعاليت هاي اخير بزنند و سرشار از مهره هاي خارجي شوند اما اگر نظر شخصي مرا مي خواهيد ، مي گويم که بايد يک سقف بر اين قضيه قائل بود و مثلا بيشتر از 5 يا 6 خارجي نتوانند براي يک تيم به طور همزمان به ميدان بيايند و بقيه پستها و نقاط تيم به نيروهاي بومي سپرده شود.

اين امر باعث مي شود که لاجرم به نيروها و نفرات داخلي نيز بهاي بيشتري داده شود و آنها از اين طريق پرورش بهتري خواهند يافت و بديهي است که بهره هاي اين قضيه به تيمهاي ملي کشورها هم برسد زيرا فوتباليست هاي بومي تواناتر و با تجربه تري به اردوهاي ملي گسيل خواهند شد.

امسال کدام بازيکنان بيشتر شما را تحت تاثير قرار داده اند؟
کاکا ، او در قهرماني فصل گذشته ميلان در جام باشگاه هاي اروپا بيشترين سهم را داشت و منچستريونايتد را يک تنه ساقط کرد. من او را بهترين فوتباليست دنيا در همين لحظه و در شرايط حاضر مي دانم.

و سرانجام بگوييد شرکت نکردن بايرن مونيخ در فصل جاري جام قهرمانان باشگاه هاي اروپا و ارجاع آن به جام يوفا چقدر براي باشگاه شما مضر بوده است؟

بي نهايت مضر بود. پول هنگفتي را از دست داده ايم و اعتبارمان نيز مخدوش شده است. برايمان کسب مجوز حضور مجدد در جام قهرمانان اروپا در 2 ماه آخر فصل گذشته آنقدرها هم سخت نبود اما خودمان تنبلي کرديم.

پس از شکستمان در برابر اشتوتگارت در ماه آوريل گذشته آنقدر عصباني بودم که گفتم تمام اين بازيکنان را بيرون بريزيد چون مفت هم نمي ارزند، اما خب در آن لحظات بسيار عصباني بودم و از طرف ديگر ما تعدادي بازيکن خوب هم داشتيم که بايد حفظشان مي کرديم.

کاري که ما کرديم ، خريدن تعدادي بازيکن قوي و موثر مثل ريبري ، توني ، کلوزه و آلتين تاپ و اضافه کردن آنها به بازيگران باقيمانده از فصل قبلي بود و حالا داريم بهره هاي آن قضيه را مي گيريم و بايرن دوباره شبيه خودش شده است.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ دوشنبه 1387/10/16 ] [ 22:39 ] [ MMK ]

"كاكا" ستاره تيم ملي فوتبال برزيل و باشگاه آث‌ميلان كه بي‌گمان در حال حاضر بهترين هافبك هجومي فوتبال جهان است.

هواداران باشگاه منچستريونايتد انگليس، گل نخست او در ديدار برگشت مرحله نيمه نهايي در ورزشگاه سن سيرو را كه موجب تساوي ‪ ۳‬بر‪ ۳‬دو تيم شد تا ميلان به لطف تفاضل گل خارج از خانه، به فينال راه يابد، فراموش نخواهند كرد.

ميلان ديدار مذكور را ‪ ۳‬برصفر برد و در مجموع با برتري ‪ ۵‬بر‪ ۳‬به فينال راه يافت تا ليورپول را ‪ ۲‬بر‪ ۱‬در فينال شهر آتن، مغلوب كند.

كاكا پيراهن معروف شماره ‪ ۱۰‬را كه اسطوره‌هايي مثل "په‌له"، "ديه‌گو مارادونا"، "ميشل پلاتيني" و "زين‌الدين زيدان" بر تن كرده‌اند و هزاران جوان آرزوي پوشيدن آن را دارند، در ميلان برتن مي‌كند.

او با نام اصلي "ريكاردو ايزكسون دوس سانتوس ليت" در خانواده‌اي متمول در سائوپائولو متولد شده و در حاليكه ‪ ۲۰‬ساله بود، در جام جهاني ‪ ۲۰۰۲‬كه برزيل پنجمين قهرماني‌اش را بدست آورد، حضورداشت.

در سنين جواني، بار سنگين اميدها و آرزوهاي بسيار بزرگي را بردوش مي كشيد. مطبوعات برزيلي معتقد بودند او هافبك‌هاي افسانه‌اي مثل "ريولينو" و "سوكراتس" را محو خواهد كرد تا اينكه در سال ‪ ۲۰۰۳‬به ميلان ملحق شد.

به همان اندازه كه درمورد طولاني بودن اسمش، جوك ساخته شده، استعداد و نبوغ كاكا بر همه مسلم است. معروف است كه "لوچيانو موگي" رييس باشگاه يوونتوس در مورد او گفته: كاكا؟ ما هرگز نمي‌توانيم كسي با اين همه اسم را بخريم.

كاكا عضو تيم طلايي برزيل بود كه با رويايي قهرماني به جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬قدم گذاشت اما با باخت مقابل فرانسه در يك چهارم نهايي، به دليل غرور بيش از حد، حذف شد.

وي طبق گزارشي كه در روزنامه گازتادلواسپورت منتشر شد، پردرآمدترين بازيكن فوتبال در ايتالياست كه سالانه شش ميليون يورو درآمد دارد.

كاكا تا سال ‪ ۲۰۱۱‬پيش از اينكه ‪ ۳۰‬ساله شود، با ميلان قرارداد دارد و به نظر مي‌رسد .


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ یکشنبه 1387/10/15 ] [ 22:55 ] [ MMK ]

هوگو سانچز بزرگترین چهره تاریخ فوتبال مکزیک است که سال ها برای تیم ملی این کشور بازی کرد. او در سال ۱۹۷۶ فوتبال حرفه ای خود را از باشگاه پوماس اونام آغاز کرد و سال بعد اولین بازی ملی خود را برای تیم کشورش انجام داد.

● هوگو سانچز

▪ تولد: ۱۱ جولای ۱۹۵۸

▪ محل تولد:
دیست ریتو - مکزیکو سیتی

▪ باشگاه ها:
۱) پوماس اونام مکزیک(۱۹۸۱-۱۹۷۶)،
۲) سن دیه گو ساکرز آمریکا(۱۹۸۰-۱۹۷۹)،
۳) آتلتیکومادرید(۱۹۸۵-۱۹۸۱)،
۴) رئال مادرید (۱۹۹۵-۱۹۹۴)،
۵) آمه ریکا مکزیک (۱۹۹۳-۱۹۹۲)،
۶) رایووایکانو اسپانیا (۱۹۹۴-۱۹۹۳)،
۷) آتلانته مکزیک (۱۹۹۵-۱۹۹۴)،
۸) لینز اتریش(۱۹۹۶-۱۹۹۵)،
۹) دالاس برنز آمریکا(۱۹۹۶)
۱۰) آتلتیکوسلایا مکزیک(۱۹۹۷-۱۹۹۶)

▪ افتخارات:
قهرمان لیگ اسپانیا ۱۹۸۶ ، ۱۹۸۷ ، ۱۹۸۸ ، ۱۹۸۹ و ،۱۹۹۰ قهرمان جام یوفا ،۱۹۸۶ قهرمان جام حذفی اسپانیا ۱۹۸۵ و ۱۹۸۹ ، ۵ بار آقای گل لیگ اسپانیا و بهترین بازیکن تاریخ فوتبال مکزیک

▪ تیم ملی مکزیک۷۶:
بازی، ۴۶ گل

▪ حضور در جام جهانی:
۳ دوره (۱۹۸۶ ، ۱۹۸۷ و ۱۹۹۴)

هوگو سانچز بزرگترین چهره تاریخ فوتبال مکزیک است که سال ها برای تیم ملی این کشور بازی کرد. او در سال ۱۹۷۶ فوتبال حرفه ای خود را از باشگاه پوماس اونام آغاز کرد و سال بعد اولین بازی ملی خود را برای تیم کشورش انجام داد.

در جام جهانی ۱۹۷۸ با ۲۰ سال سن جوانترین عضو تیم بود و در هر ۳ بازی مرحله اول در ترکیب اصلی به میدان رفت.

شهرت جهانی سانچز مربوط به دوران حضور او در رئال مادرید اسپانیا است.

وی در سال ۱۹۸۵ از باشگاه همشهری و رقیب این تیم یعنی آتلتیکو به رئال پیوست و با این تیم به۵ عنوان قهرمانی لیگا دست یافت و ۵ بار هم آقای گل لیگ اسپانیا شد که در نوع خود رکورد محسوب می شود. بهترین دوران سانچز در تیم ملی مربوط به جام جهانی ۱۹۸۶ بود که مکزیک میزبان بود.

در این رقابت ها تیم میزبان که توسط بورا میلوتینوویچ هدایت می شد،در مرحله یک چهارم نهایی در ضربات پنالتی مغلوب آلمان غربی شد و از حضور در نیمه نهایی بازماند.

سانچز پس از سال ها حضور در لیگ اسپانیا و به ثمر رساندن ۲۳۴ گل در این رقابت ها به مکزیک بازگشت، البته یک فصل در اتریش وایالات متحده بازی کرد.

دوران پرافتخار وی در روز ۲۹ می ۱۹۹۷ طی دیداری نمادین و با پیراهن رئال مادرید به پایان رسید. پس از آویختن کفش ها به مربیگری روی آورد و در پوماس اونام، باشگاهی که فوتبال حرفه ای را در آن آغاز کرده بود به مربیگری پرداخت.

او در سال ۲۰۰۶ به عنوان سرمربی تیم ملی مکزیک انتخاب شد.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ جمعه 1387/10/13 ] [ 23:49 ] [ MMK ]

دینوزوف یکی از ۵ دروازه بان برتر تاریخ فوتبال جهان، در سال ۱۹۴۲ به دنیا آمد. فوتبال حرفه ای را از ۱۹ سالگی با ایستادن درون دروازه باشگاه اودینزه آغاز کرد و پس از چند فصل حضور در مانتووا در سال ۱۹۶۷ به باشگاه ناپولی پیوست.

● دینو زوف

▪ تولد:
۲۸ فوریه ۱۹۴۲

▪ محل تولد:
ماریانودل فریولی - ایتالیا

▪ باشگاه ها:
۱) اودینزه،
۲) مانتووا،
۳) ناپولی
۴) یوونتوس

▪ افتخارات:
قهرمان جام جهانی ،۱۹۸۲ قهرمان جام ملت های اروپا ،۱۹۶۸ قهرمان جام یوفا ۱۹۷۷ ۶، عنوان قهرمانی در لیگ ایتالیا با یوونتوس و ۲ عنوان قهرمانی جام حذفی با این تیم

▪ تیم ملی ایتالیا:
۱۱۲ بازی

▪ حضور در جام جهانی:
۳ دوره (۱۹۷۴ ، ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲) - ۱۷ بازی

دینوزوف یکی از ۵ دروازه بان برتر تاریخ فوتبال جهان، در سال ۱۹۴۲ به دنیا آمد. فوتبال حرفه ای را از ۱۹ سالگی با ایستادن درون دروازه باشگاه اودینزه آغاز کرد و پس از چند فصل حضور در مانتووا در سال ۱۹۶۷ به باشگاه ناپولی پیوست.

زوف برای اولین بار در سال ۱۹۶۸ به تیم ملی ایتالیا دعوت شد و در همین سال همراه این تیم به مقام قهرمانی جام ملت های اروپا رسید.

او در ۱۴۳ دیدار در سری A درون درون دروازه ناپولی ایستاد و در سال ۱۹۷۲ عازم یوونتوس شد و تا سال ۱۹۸۳ در این تیم بازی کرد (۳۳۰ بازی).

او موفق شد در حد فاصل سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ طی ۱۲ بازی ملی به مدت ۱۱۴۲ دقیقه دروازه اش را بسته نگه دارد.

زوف به همراه یوونتوس ۶ بار فاتح اسکودتو شد و جام یوفا را در سال ۱۹۷۷ فتح کرد.

او در ۳ دوره جام جهانی حضور داشت و در سال ۱۹۸۲ به عنوان کاپیتان تیم ملی ایتالیا در ۴۰ سالگی فاتح جام جهانی شد.

دینوزوف پس از انجام ۱۱۲ بازی ملی در سال ۱۹۸۳ از تیم ملی خداحافظی کرد. زوف در سال ۱۹۸۶ به سمت مربیگری تیم المپیک ایتالیا منصوب شد و ۳ سال بعد بر روی نیمکت یوونتوس نشست و همراه این تیم فاتح جام حذفی ایتالیا و جام یوفا شد.

او طی سال های ۱۹۹۰ تا۱۹۹۴مربی تیم لاتزیو بود اما با وجود جذب تعدادی از بازیکنان بزرگ جهان موفق به کسب اسکودتو نشد.

او در سال ۱۹۹۸ سرمربی تیم ملی ایتالیا شد و با این تیم به فینال جام ملت های ۲۰۰۰ رسید اما پس از پایان جام ازسمت خود استعفا داد.


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ سه شنبه 1387/10/10 ] [ 0:25 ] [ MMK ]

ديه گو آرماندو مارادونا ستاره افول ناپذير فوتبال جهان در كتابي فراز و نشيب هاي زندگي پر مخاطره خود را به رشته تحرير در آورده است .

از اين پس در روزهاي فرد علاقه مندان به مارادونا مي توانند با ما همراه باشند تا ترجمه كتاب " من ، ديه گو هستم " را كه براي هر فوتبال دوستي جالب است به همراه تصاويري از اين نابغه آرژانتيني ملاحظه فرمايند .

در حال حاضر كه شروع به نوشتن كتاب زندگي خودم ( من ، ديه گو هستم ) مي كنم در هاوانا پايتخت كشور كوبا به سر مي برم ، و سرانجام تصميم گرفتم تا همه چيز را در مورد زندگي ام بنويسم .

با وجود اين كه خيلي ها بر اين باور هستند كه همه چيز را در مورد من مي دانند و بازگوئي آنها عجيب به نظر مي رسد ، اما مطمئن هستم كه باز هم مطالب ناگفته باقي مانده است.

تاكنون راجع به خيلي از موضوعات و مسايلي كه برايم پيش آمده صحبت كرده ام ، اما هنوز مطمئن نيستم كه تمامي موضوعات مهم را توضيح داده باشم.

طي مدت اقامتم در اينجا مي خواهم با نحوه زندگي يك شهروند كوبايي آشنا شوم. به حافظه ام فشار مي آورم تا گذشته خودم را به ياد بياورم و اين برايم خيلي جالبه ، چرا كه با وجود تمامي اشتباهات و كاستي ها هيچ دليلي براي پشيماني به خاطر آنچه كه تا به حال اتفاق افتاده نمي بينم.

علاوه بر اين يادآوري گذشته وقتي كه آدم از صفر شروع مي كند و مي داند كه تمام دوران زندگي اش براي آنچه كه به دست آورده و آنچه كه در آينده هست مجبور مي شود كه بجنگد و تمام زندگي اش يك مبارز دائم بوده خيلي لذت بخش مي نمايد.

آيا شما مي دانيد من از كجا آمده ام ؟ مي دانيد قصه زندگي من شروعش از كجا بوده ؟ من علاقه شديدي به بازي با توپ داشتم اما اوايل خود من هم از اين همه علاقه باخبر نبودم.

حتي فكرش را هم نمي كردم. بازي فوتبال را از پست دفاع شروع كردم اما هميشه بازي به عنـوان ليبرو بـرايم چيز ديگري بود. امـا افسوس كه پـزشك ها بازي بـا توپ را برايم قدغن كرده اند چون نگرانند كه با اين كار قلبم از كار بيفتد.

وقتي كه داخل زمين بازي به عنواني ليبرو هستي انگار كه از بالا داري تمام زمين را مي بيني و همه چيز را تحت كنترل خود داري و مي تواني تصميم بگيري كه در هر لحظه به كدام سمت زمين حركت كني و اين احساس را داري كه حاكم مطلق زمين هستي.

اما آن زمانها كه تازه فوتبال را شروع كرده بودم « ليبرو» اي در كار نبود و مهم اين بود كه پشت سر توپ بدوي و در حين بازي آن را در اختيار داشته باشي.

بازي با توپ تنها چيزي بود كه مرا آرام مي كرد و البته احساس عجيب مرا. اگر يك توپ به من بدهيد مي بينيد كه اشتياق بازي و تفريح با توپ را هنوز با تمام وجودم دوست دارم. فقط كافيه كه يك توپ در اختيارم بگذارين و اجازه بدين كه چيزي رو كه بلدم اجرا كنم حالا مهم نيست كه كجا دارم بازي مي كنم، اون موقع فقط حواسم به توپ جمع است. اما مردم وجودشون خيلي مهمه ، اين مردم هستند كه به شما انگيزه تمرين و بازي ميدن. اما مردم داخل زمين بازي نيستند يعني همان جايي كه يك بازيكن فوتبال از بازي با توپ لذت مي بره.

لذت بردن از بازي با توپ درست همان كاريه كه اوايل در فيوريتو و سپس در جاهاي ديگه بهش مشـغول بودم . حالا فـرق نمي كرد كه در استـاديـوم « ويمبـلي » بـاشم يـا در استـاديـوم « ماركانا» با يكصد هزار تماشاچي. در آن زمانها در فيوريتو در محله ويلا هميشه براي بازي آماده بوديم حتي زير تابش شديد نور آفتاب بازي مي كرديم.

مادرم ( توتا) كه باوسواس زياد مواظب من بودهميشه به من مي گفت: پلو ( لقب ديه گو بوده ) اگر مي خواهي بازي كني بايد حتماً بعد از ساعت پنج بعداز ظهر باشه يعني وقتي كه آفتاب رفته، من هم جواب مي دادم: چشم مامان جان، نگران نباش و با دوستم شروع به بازي مي كرديم و هيچ چيز ديگه اي غير از بازي برايمان مهم نبود.

زير نور آفتاب تا ساعت 7 غروب خودمان را هلاك مي كرديم در حول و حوش همان ساعت ، بازي رو مدتي نگه مي داشتيم و از يكي از همسايه ها آب مي خواستم و به همان شكل در تاريكي به بازي ادامه مي داديم. هنوز هم از اونجا صداهايي رو مي شنوم كه به من مي گن: اين زمين براي بازي به حد كافي روشن نيست. بله من در تاريكي بازي مي كردم .


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ شنبه 1387/10/07 ] [ 15:16 ] [ MMK ]

10 سال از زماني كه روبرتو باجو ، مرد سال فوتبال اروپا و جهان شد مي گذرد ؛ ولي اين بازيكن 36 ساله به تمام آرزوهايش در جهان فوتبال نرسيده است ، باجو هنوز محبوب ترين بازيكن ايتاليا و جهان است .
اومردي خانواده دوست و احساساتي با قلبي رئوف و مهربان است ؛ اما او چگونه توانسته است به جايي برسد كه قلب فوتبالدوستان جهان را تسخير كند ؟

كودكي

روبرتو ساعت 18 و 15 دقيقه روز شنبه 18 فوريه سال 1967 در خانه شماره 3 خيابان ماركوني كالدونيو در ايالت ويچنتسا چشم به جهان گشود . از همان كودكي مشخص بودكه روبرتو براي درس خواندن زاده نشده است . او حتي با توپ تنيس فوتبال بازي مي كرد همبازي هاي او معمولاًبرادران بزرگترش بودند .

چون پدرش عاشق شكار كردن بود ، روبرتو نيز به شكار عشق مي ورزيد ومعمولاً با پدرش همراه مي شد و به همين دليل اولين لقب او شكارچي بود ، چه كسي مي دانست لقب بعدي او دم اسب طلايي خواهد بود ؟ روبرتو 13 ساله در مسابقه هاي ايالتي ، 42 گل به ثمر رساند و آوازه اش به گوش مردم ويچنتسا و جوليو ساويني ، مربي تيم لانروسي – كه به تازگي مهاجم نامدارش پائولو روسي را از دست داده بود . رسيد ساويني مي گويد : در بيمارستان ويچنتسا مرد پرستاري كار مي كرد .

او هر بار كه پزشك باشگاه را مي ديد با هيجان تكرار مي كرد در زادگاهش پديده اي وجود دارد كه هر طور شده بايد او را آزمايش كرد اولين باري كه او را ديدم دهانم از فرط تعجب بازماند . او با استعدادتر از هر كسي بود كه ديده بودم . در آن زمان "كاررا" ، بهترين مدافع تيم ما بود و در بازي تمريني مقابل باجو بازي مي كرد ، من روبي را صدا كردم و گفتم دريبلش كن .

او توپ را گرفت خود را به كارراي پر ابهت رساند و آن را از ميان پاهايش رد كرد " كاررا " سخت عصباني شده و جا خورده بود و به آهستگي گفت هي بچه اين كار درست نيست اما روبرتو ديگر پا به اين راه گذاشته بود . ويچنتسا او را به خدمت گرفت ولي خيلي زود باشگاه معتبر فيورنتينا او را دريافت و در پنجم ماه مي سال 1985 به فلورانس رفت . باجو در عين جواني بازيهاي فوق العاده اي را با پيراهن بنفش فيورنتينا انجام داد سال 87 يك گل بسيار زيبا به ناپولي زد ، تيمي كه مارادونا را در خود داشت ، جالب اين كه كارلا ، دروازه بان ناپولي چند سال بعد گفت افتخار مي كندكه نخستين قرباني يكي از بهترين هاي جهان شده است .

گران قيمت ترين بازيكن جهان

ماندن باجو در فيورنتينا ممكن نبود . باجو ديگر ملي پوش بود و يكي از ستارگان دنياي توپ گرد به شمار مي رفت .انتقال ركوردشكن 13 ميليون دلاري او از فيورنتينا به يوونتوس تورين ، موجب شد هواداران روبي در فلورانس 3 روز شورش كرده و تمام شيشه هاي باشگاه را خرد كنند .

آنها سال ها منتظر ظهور چنين ستاره اي بودند ، ولي مسئولان فيورنتينا مجبور بودند او را بفروشد . يك ماه بعد ، باجو با درخشش مسحوركننده در جام جهاني ، براي خود اعتبار بيشتري كسب كرد . او در 2 بازي اول روي نيمكت نشست ، اما در بازي سوم ايتاليا مقابل چك و اسلواكي (چكسلواكي سابق) با زدن يك گل انفرادي بي نظير خود را ثابت كرد . گل او پس از گل مارادونا به انگلستان در جام جهاني 86 به عنوان زيباترين گل تاريخ جام جهاني شناخته شد .

شادي اين گل براي باجو زياد پايدار نبود . ايتاليا با تمام ستارگانش در مرحله نيمه نهايي و در ضربات پنالتي مغلوب آرژانتين شد و بدين ترتيب ايتاليا و باجو بايد 4 سال ديگر صبر مي كردند .

اولين مشكلات با تراپ

سال 91 باجو در يووه نيمكت نشين شد . تراپاتوني ، مربي آن زمان يوونتوس به بهانه آمادگي نداشتن ، باجو را به زمين نفرستاد اين اولين خاطره بد باجو بود ولي او خيلي زود جاي اصلي خود را يافت و با زدن گلهاي فراوان ، به تيم اصلي بازگشت . باجو با بازوبند كاپيتاني در سال 93 يوونتوس را فاتح جام يوفا كرد و تراپاتوني در باره او گفت : روبرتو به لطف اعتماد به نفس وبلوغ و تجربه انكار ناپذيرش ازعهده كاپيتاني در خارج و داخل ميدان بر آمده است. در سال 93 باجو تمامي جوايز انفرادي دنياي توپ گرد را به خود اختصاص داد و بهترين بازيكن جهان شد .

بزرگ ترين ناكامي

در جام جهاني 94 باجو به واسطه تكنيك و هنر انكارناپذيرش ايتاليا را به فينال جام جهاني رساند ، ولي در فينال يكي از پنالتي هاي ايتاليا را مقابل برزيل از دست داد تا اين بار هم دست او به جام نرسد اين اتفاق در حالي افتاد كه حضور او در فينال به واسطه آسيب ديدگي ، در پرده اي از ابهام قرار داشت .

يك سال بعد و در پايان فصل 95 – 94 او به ميلان فروخته شد . مشكلات او با ليپي و بته گا و ظهور پديده اي چون الكس دل پيرو از دلايل اصلي ترك يوونتوس پس از 5 سال حضور موفق بود ، باجو در كتابش دليل اصلي ترك يوونتوس را بته گا ، مدير باشگاه يوونتوس عنوان كرده و معتقد است بته گا هواداران يووه را عليه او شورانده است .

حاصل تلاش او در يوونتوس 141 بازي و 78 گل در سري A بود . در ميلان باجو يكي از بدترين دوران ورزشي خود را تجربه كرد . آمدن و رفتن مربيان متعدد آسيب ديدگي و نيمكت نشيني هاي بي پايان ، صبر باجو را به سر آورد ، او در اين ميان به علت آسيب ديدگي و اختلاف نظر با ساكي بازيهاي يورو 96 را نيز از دست داد .

طلوع دوباره

پس از 51 بازي و فقط 12 گل به بولونيا پيوست . اين انتقال كه در سال 97 اتفاق افتاد بهترين تصميم باجو بود . او با بازيهاي فراموش نشدني در بولونيا طي 30 بازي 22، گل به ثمر رساند و به وسيله چزاره مالديني دوباره به تيم ملي برگشت و در جام جهاني 98 سومين حضورش در جام جهاني را تجربه كرد اين بار هم ضربات پنالتي عامل حذف او و تيمش در مرحله يك چهارم نهايي رقابت ها مقابل فرانسه ميزبان بود . در جام جهاني98 او رقيب اصلي دل پيرو براي قرار گرفتن در تركيب ثابت ايتاليا بود و به مراتب بهتر از دل پيرو بازي كرد .

با اتمام جام جهاني 98 او به اينتر پيوست . تا كنار رونالدو زوج روبي – روني را به وجود آورد . اما بر خلاف تصوراتش آسيب ديدگي او را رها نكرد و در 2 فصل و 41 بازي ، فقط 9 گل در سري A به ثمر رساند و براي حضور ثابت در ميدان به تيم برشا پيوست او توانست برشا را به بهترين مكان تاريخش يعني رتبه هشتم سري A برساند باجو طي 2 فصل پيش 37 بار براي برشا به ميلان رفت و 21 گل براي تيم منطقه لومباردي به ثمر رساند . او كارلو ماتزوته مربي برشا را چون پدر خود مي داند و از حضور در برشا بسيار خرسند است .

باجو در 3 ژانويه سال 2002 و در مرحله نيمه نهايي جام حذفي ايتاليا مقابل پارما آسيب ديد و درحالي كه همه از بازگشت او به ميدان پيش از جام جهاني 2002 نااميد شده بودند 7 روز بعد به زمين برگشت و بازدن 2 گل همه دوست دارانش را به حضور درجام جهاني اميدوار كرد و با وجود اين تراپاتوني او را به تيم ملي ايتاليا دعوت نكرد تا باجوي 35 ساله نااميد شود . در غياب باجو ايتاليا يك ناكامي ديگر را تجريه كرد .

آسيب ديدگي ها در تمام اين سالها باجو با وجود درد و آسيب ديدگي زانوي راستش كه در واقع پاشنه آشيل محسوب مي شود ، مي كوشيد در ميدان هاي فوتبال حضوري دايمي داشته باشد اما آسيب ديدگي هيچگاه او را رها نكرده است. حتي در آخرين عمل جراحي زانوي راست او از داخل 220 بخيه خورد تا تاندون پاي او بهبود يابد .

تا شروع اين فصل سري A باجو 394 بازي و 181 گل زده بود و با تو جه به 7 گلش در اين فصل تا هفته هيجدهم با 188 گل بهترين گلزن فعال سري A به شمار مي رود . با توجه به انتقال باتيستوتا و احتمال گلزني او براي اينتر ، نبرد اين دو بازيكن در ماههاي آينده سرنوشت بهترين گلزن فعال سري A را مشخص خواهد كرد، باتي گل تا به حال 181 گل زده و به سختي در تعقيب باجو است .

باجو هنوز از حضور در تيم ملي ايتاليا نااميد نشده و با وجود تمام ناملايمات باز هم اميدوار است دوباره پيراهن لاجوردي را تن كند و او در 55 بازي ملي27 گل به ثمر رسانده است . با توجه به ادامه كار تراپاتوني در تيم ملي ايتاليا و درخشش بازيكنان جوان تر بعيد به نظر مي رسد باجو شانسي در تيم ملي داشته باشد . با وجود اين باجو يكي از اسطوره هاي تاريخ فوتبال ايتاليا باقي مي ماند .


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ پنجشنبه 1387/10/05 ] [ 21:20 ] [ MMK ]

یورگن كلینزمن در ۳۰ ژوئیه ۱۹۶۴ در گوپینگن آلمان متولد شد.

او به عنوان بازیكن تیم ملی آلمان توانست در مسابقات جام جهانی فوتبال ۱۹۹۰ به مقام قهرمانی جهان دست یابد و در سال ۱۹۹۶ نیز قهرمان اروپا شود.

او از ۲۶ ژوئیه ۲۰۰۴ و زمانی كه ۴۰ سال داشت از سوی فدراسیون فوتبال آلمان به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال این كشور منصوب شد و به همراه الیور بیرهوف و یوآخیم لو تصمیم گرفت تا تیم ملی آلمان را در كشور خودش قهرمان جهان كند.

او پس از اینكه با تیم جوان آلمان توانست در مقابل برزیل بازی را با نتیجه مساوی یك بر یك به پایان برساند توانست تیم ملی آلمان را در مقابل تیم ملی اتریش پیروز از زمین بیرون آورد.

سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان چند ماه مانده به برگزاری مسابقات جام جهانی مورد انتقادات شدید از سوی رسانه ها- سیاستمداران و ورزش دوستان قرار گرفت بخصوص پس از شكست ۴ بر ۱ تیمش در مقابل تیم ملی ایتالیا در اول مارس ۲۰۰۶ در معرض انتقادات بیشتری قرار گرفت و اكنون نیز انتخاب اعضای تیم ملی فوتبال آلمان و دعوت نكردن از چهره های شاخصی چون كوین كورانی شگفتی همه را برانگیخته و آنها را منتظر نتایج بازی ها گذاشته است.

●عضویت كلینزمن در تیم های فوتبال:
۱۹۷۴ - ۱۹۷۲ تی بی گتینگن
۱۹۷۸ - ۱۹۷۴ اس سی گایز لینگن
۱۹۸۰- ۱۹۷۸ اشتوتگارتر كیكرز
۱۹۸۴ - ۱۹۸۰ اشتوتگارت
۱۹۹۲ - ۱۹۸۹ اینتر میلان
۱۹۹۴ - ۱۹۹۲ موناكو
۱۹۹۵ -۱۹۹۴ تاتنهام هاتسپور
۱۹۹۷ -۱۹۹۵ بایرن مونیخ
۱۹۹۱ - ۱۹۹۷ سامپدوریا
۱۹۹۸ - ۱۹۹۸ تاتنهام هاتسپور
۲۰۰۳ - ۲۰۰۳ ارنج كانتی بلواستارز

● موفقیت ها:
قهرمانی جهان ۱۹۹۰
قهرمانی اروپا (كاپیتان) ۱۹۹۶
قهرمانی جام یوفا ۱۹۹۱ - ۱۹۹۶
قهرمان لیگ آلمان ۱۹۹۷
قهرمان باشگاه های آلمان ۱۹۹۷
قهرمان سوپرجام ایتالیا ۱۹۸۹
آقای گل بوندس لیگا ۱۹۸۸
آقای گل جام یوفا ۱۹۹۶
بهترین بازیكن آلمان ۱۹۸۸ و ۱۹۹۴
بهترین بازیكن انگلیس ۱۹۹۵


موضوعات مرتبط: زندگی نامه ورزشکاران
[ دوشنبه 1387/10/02 ] [ 13:15 ] [ MMK ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام خدمت دوستان عزیزم.از کلیه عزیزانی که مایل به همکاری در زمینه پیشرفت این وبلاگ میباشند صمیمانه درخواست همکاری میکنم.درضمن به یاری خدا در سال آینده این وبلاگ به سایت تبدیل خواهد شد.
موضوعات وب
امکانات وب